سطح،حجم،نور و حجم

سطح در طبیعت :


نکته قابل توجهی که باید به آن اشاره کنیم این است که بین نقطه و خط و سطح رابطهای مستقیم وجود دارد، به عبارت دیگر نقطه و خط و سطح قابل تبدیل به یکدیگر بوده و نسبت به فضای اطراف خود متغیرند. مثلا جزیره ای در دریا از فاصله دور یک نقطه به نظر می آید، ولی اگر به آن نزدیک شویم و روی آن به ایستیم دیگر نقطه نیست و سطح خوانده میشود.به همین ترتیب یک پاره خط می تواند در شرایطی سطح و در شکل دیگری خط بنظر آید. بنا بر این سه مفهوم ( نقطه، خط و سطح) کاملا نسبی است و بستگی به زاویه دید، فاصله و نسبت آن در کادر تصویر دارد، که کدام یک از مفاهیم فوق را بیان نماید.

حجم


به اجسامی که دارای سه بعد : طول، عرض، وارتفاع یا عمق باشند حجم گفته می شود. معمولا همه اشیاء مادی در طبیعت دارای حجم هستند. اگر چه برخی از آنها ممکن است علاوه بر طول و عرض دارای ضخامت، عمق یا ارتفاع بسیار کمی باشند اما قاعدتا  حجم هایی هستند که بخشی از فضا را اشغال می کنند. این حجم ها گاهی بطور طبیعی به صورت نسبتا منظمی دیده می شوند، مثل حجم برخی از درختها، میوه ها و تخم پرندگان و جانوران. اما بیشتر اوقات به شکل غیر منظم جلوه می کنند، مثل حجم صخره ها، گیاهان، حیوانات و بسیاری چیزهای دیگر.                                                          


 حجم های پایه : همانطور که سه شکل دایره، مربع و مثلث به عنوان اشکال پایه برای سطح نام برده شدند، کره، مکعب و هرم را نیز می توان به  عنوان اجسام هندسی پایه نام برد. این سه نوع حجم بطور کاملا منظم به ندرت در طبیعت دیده می شوند. اما بطور کلی همه حجم های از ترکیب یا تغییر شکل این سه حجم پایه و هندسی بوجود می آیند.

حجم های هندسی : مثل منشور –مکعب ها- مخروط- کره-استوانه

حجم در نقاشی


در نقاشی و طراحی ، حجم بوسیله سایه روشن و رنگ و یا با تغییر شکل و اندازه اشکال در اثر عمق نمایی خطی القا می شود. بخشی از هنر نمایی نقاشان در طول تاریخ هنر برای واقع نمایی اجسام ، شبیه سازی اشکال طبیعت، به صورت سه بعدی، بر سطح دو بعدی بوم نقاشی بوده است


حجم در مجسمه سازی


حجم ، عنصر اصلی کار مجسمه سازان است. نمایش حجم در فضا و روابط متقابل آن با فضای پیرامونش اصل مهم مجسمه سازی است. این روابط در نقش برجسته سازی که از یک سو با نقاشی و از سوی دیگر با معماری در ارتباط است اهمیتی به سزا دارد. نقش برجسته که از یک سمت بسته و محدود است به حجمی گفته می شود که در آن اشیا به صورت کم و بیش برآمده از سطح به نمایش درآمده باشند. در مجموع نقش برجسته حالتی بینا بینی میان نقاشی و مجسمه سازی دارد.

نور و حجم


نقش نور در بازنمایی حجم و خصوصیات آن نیز شایسته توجه است. این نور است که امکان رویت اجسام را در فضا برای ما به وجود می آورد. بسیاری از مجسمه ها و نقش برجسته ها بدون رنگ پردازی ساخته می شوند. به همین دلیل توجه به میزان تیرگی و روشنی برجستگی ها و فرورفتگی ها و ایجاد سایه هایی که در اثر تابش نور به روی آن ها شکل می گیرد قابل اهمیت است.



خطوط اسلامي

خطوط اسلامي شامل :

كوفي – ثلث – نسخ – توقيع – رقاع – محقق – ريحان – تعليق – ديواني – رقعه – نستعليق – شكسته نستعليق  است . خطوط فرعي و تفنني هم جزو خطها هستند .

 

پيدايش خط اسلامي

 

منشا آن آغاز مشخصي ندارد و تكامل خط در ابتدا تدريجي بود و تشخيص و ريشه يابي آن بر اساس بررسي جزئيات در اشكال و صور حروف هر خط امكان دارد .

 انواع و اقسام خطوط اسلامي ريشه در دو خط كوفي و نسخ ناقص دارد . تكامل خطوط در طي 6 دوره متفاوت صورت پذيرفت كه شامل :


1- تطور ابتدايي : خط در اين دوره كوفي ساده است كه در ابتدا بدون نقطه و اعراب بود و ضوابط نداشت و خواندن آن مشكل بود و بيشتر قرآنهاي سده اول اسلامي با اين خط نوشته ميشد كه تمام سطح بود و دور نداشت .

بعدها به دليل انتشار دين اسلام در تمام بلاد تازه مسلمان و به جهت ممانعت از تحريف قرآن يكي از شاگردان ایرانی الاصل  امام علي ( ع ) بنام ابوالاسود دوئلي در سال 69 ه.ق نقطه را ابداع كرد و مشكل خواندن قرآن را تاحدودي رفع نمود . بعدها در نقطه گذاري حروف در اواخر بني اميه در زمان عبدالملك توسط نصر بن عاصم و يحيي ابن يعمر اهوازي صورت گرفت و از نقاط قرمز رنگ در بالاي حروف وظيفه اعراب گذاري صورت پذيرفت تا اينكه در نهايت حركات و ضوابط نزديك بشكل امروزي بدست خليل بن احمد فراهيدي در سال 170 ه.ق وضع شد .


2- تطور عظيم : خاندان بني عباس و بني اميه در رواج خط كوفي بسيار كوشيدند به نحوي كه دوره عظيم خط در زمان خلافت آنان صورت گرفت كه دو دوره داشت يكي قبل از مامون كه دوره تحول و اختراع اقلام بود و ديگري در دوره خلافت مامون بود كه با دسته بندي اقلام و انتخاب اقلام همراه بود . اين اقلام شامل :

قلم جليل : سجلات – ديباج – طومار كبير – ثلثين صغير ثقيل – زنبور – موامرات حرم عهود – قصص – اجوبه – نصف ثقيل – ثلث كبير .


3- تطور سوم : اين دوره مصادف با زمان ابوعلی محمد ابن مقله بيضاوي شيرازي وزيرایرانی  دربار عباسي در سال 328 ه.ق و برادرش بود . كار ابن مقله پايان دادن به بي سروساماني اقلام و پيش گيري از هرج ومرج در خط و انتخاب 14 نوع خط و اصلاح خطوط و ايجاد قاعده و سطح ودور است . او ابعاد حروف را هندسي نمود و 12 قاعده در خوشنويسي ايجاد كرد شامل :

 

( تركيب – كرسي – نسبت – ضعف – قوت – سطح – دور – صعود مجازي – نزول مجازي – اصول – صفا – شان ) .

ابن مقله از خطوط كوفي 6 خط متفاوت ايجاد كرد كه بنام اقلام سته معروف است که طبقه بندی آن  مانند خطوط 7 گانه قبل از رواج دین اسلام در ایران میباشد .

 

4 – تطور چهارم : بدست ابوالحسن علي بن هلال مشهور به ابن بواب ( 413 ) در عهد القادر باله عباسي و بهالدوله ديلمي بود . ابن بواب شاگرد دختر ابن مقله بود و كارش تكميل عده اقلام انتخابي ابن مقله براساس قواعد هندسي أن است كه در نهايت قلم ريحان پديد أمد .

 

5 – تطور پنجم : دوره تعديل خطوط و تثبيت اقلام سته ابن بواب توسط ياقوت مستعصمي در سال 698 ه.ق است . وي اقلام سته را تثبيت و تكميل كرد . از شاگردان ياقوت :

يوسف مشهدي – احمد سهروردي – نصراله طبيب – ارغون كاملي – سيد حيدر گنده نويس – مباركشاه بن قطب تبريزي .

 

6 -تطور ششم :  اين دوره زمان پيدايش 3 خط جديد است كه در فاصله سه قرن در ايران ابداع شد و از قرن 6و7 ه.ق شروع و در قرون 8و9 پخته و در قرون 10 و 11 ه.ق كامل گرديد . اين سه خط شامل : تعليق – نستعليق – شكسته نستعليق است .

از كاتبان أن : خواجه تاج سلماني اصفهاني – خواجه اختيار منشي گنابادي – ميرعلي تبريزي – جعفر بايسنقري – سلطانعلي مشهدي – ميرعلي هروي – مالك ديلمي – ميرحسين تبريزي – باباشاه اصفهاني – ميرعماد حسني سيفي قزويني .

شناسايي انواع خطوط اسلامي

 

1- خط كوفي : در قرن اول اسلامي بصورت ساده بود كه به رسم الخط مكي ومدني و كوفي نوشته ميشد . در اواخر بني اميه و اول بني عباس از عربستان خارج شد و در طول 3 قرن به انواع مختلف در آمد . در زمان عباسيان ( 132-656 ) خط كوفي به رتبه بالا رسيد و 50 نوع از آن بوجود آمد . معروفترين آن ( كوفي محرر – مشجر – مربع – مدور – متداخل ) است اين خط تا قرن 7 و8 ه.ق معمول بود و بيشتر در كتيبه ها و سر سوره هاي قرآن و عناوين كتب بكار ميرفت و در قرن 11 ه.ق بكلي فراموش شد . خط كوفي به دو دسته مشرقي و مغربي تقسيم شده است .

كوفي مغربي مانند : قيرواني ( اندلسي – قرطبي – فاسي ) – تونسي – جزايري – سوداني است .

كوفي مغربي ريشه در خطوط كوفي قديم دارد و كهن ترين خط مغرب زمين است كه به سال 300 ه.ق ميرسد و بخط قيرواني معروف است . بعد از انتقال پايتخت از قيروان به اندلس بنام خط اندلسي يا قرطبي مرسوم ومعروف شد .

خط تونسي را چاشني خط نسخ ميدانستند و مشابه خط مشرقي است .

خط كوفي مشرقي با سه شيوه متفاوت بكار رفت يكي با شيوه اصيل عربي بود كه شامل خط مكي و مدني است – خط كوفي – بصري – شامي – مصري .

شيوه دوم شيوه ايراني است و شيوه سوم مختلط ميباشد .

خط كوفي مشرقي در مصحف نويسي – كتيبه مساجد – كاشي كاري – ظروف فلزي – سنگي بكار ميرفت .

انواع خط كوفي

 

1- كوفي ساده ( محرر ) : در قرآن ودر كتيبه هاي قرن 1 ه.ق بكار رفت و كتيبه مسجد ابن طولون در قاهره به اين خط است . از شيوه كوفي ساده ايراني اكثر قرآنهايي كه در ايران نوشته شده است را ميتوان نام برد .


2- كوفي تزئيني : در اين نوع بر خلاف ساده كه با اصول معيني نوشته ميشد فقط حروف الفبا رعايت ميشود و اكثر سخت و پيچيده است و در آن تصرف و ابداع شده و براي ايجاد نظم و ترتيب و ايجاد قرينه سازي زمينه متن را با نقاشي و شاخه و برگ و تزئين هندسي پر ميكنند كه حروف در آن پنهان شود . انواع آن شامل :

مشجر – مورق – مزهر – مظفر – معشق – موشح است . منشعب و ريحاني نوع ديگر خط كوفي تزئيني است .


3 – كوفي بنايي ( معقلي ) : منحصر به بنا با زمينه مربع – مستطيل – متداخل است كه با طرح هندسي از تيموري و صفوي بكار رفت و به صورت آسان – متوسط – مشكل ميباشد .


2-خط ثلث  :از خطوط ابداعي ابن مقله است كه ريشه در خط كوفي دارد و بنام ام خطوط معروف است . خاندان بني عباس در زمان مامون در رواج آن بسيار كوشيدند و ايرانيان اهل فن بودند . جزو خطوط محكم ومستدير است و براي نوشتن كتيبه ها – سرلوح – عناوين بكار ميرفت . وجه تسميه آن مختلف است برخي گويند چون در ابتدا به ورقي به قطع ثلث كتابت شد به اين نام معروفيت يافت و برخي گويند چون سطح و دور آن شش دانگ است يعني يك سوم آن را ثلث گويند . اين خط به خط نسخ شبيه است با اين تفاوت كه در ثلث حروف تشعير دارد يعني انجامه هاي آن در حروف تند وتيز است و هم دور و خميدگي حروف آن بيشتر از خط نسخ است .


3- خط نسخ : در كتيبه هاي قبل از اسلام نوعي ازنسخ رواج داشت . در آغاز اسلام تا نيمه هاي قرن 1 براي كتابت نامه ها بكار ميرفت و همزمان با كوفي تا قرن 3و4 بصورت ناقص رواج داشت . خط نسخ ناقص بنام نسخ حجازي معروف بود و دوران ترقي آن از اواخر قرن 3و4 است خطي يكنواخت كامل معتدل منظم و روشن است . اين خط 2 قسمت دور و 4 قسمت سطح است اختراع آن را به ابن مقله در قرن 4 ه.ق نسبت ميدهند . انواع خط نسخ بنامهاي زير معروفيت دارد :

نسخ تركستاني – تركي – تعليق – شرقي – نيريزي .

نسخ در قرن 12 ه.ق توسط احمد نيريزي از ثلث به نسخ كاملا تمايز يافت و بنام نسخ ايراني معروفيت يافت .


4- خط توقيع : ريشه در خط ثلث دارد و با دو شيوه متداخل در ممالك عربي رواج يافت كه شامل خط اجازه و ديگري از قطعات خط استادان ايجاد شد اين خط را با اين نام خوانند زيرا خلفا و وزرا بر پشت كتب ونامه با اين خط مينوشتند . توقيع در لغت به معناي دستخط و امضا است و در عرف خطاطان خطي است كه ريشه در خط ثلث خفيف دارد كه دور وسطح آن همسان وبرابر است . شيوه مشهور وكهن آن همان توقيع مطلق است كه در كتابت به اندازه ثلث است . اين شيوه را برادر ابراهيم سنجري بنام يوسف اختراع كرد و فضل بن هارون ذوالرياستين پسنديد و دستور داد تا مكاتبات ديواني را با آن كتابت كنند و به آن رياسي ميگفتند . شيوه آن با ثلث هماهنگ است اما دگرگوني هايي با ثلث دارد يعني قلم توقيع مدورتر است اما قط قلم ثلث تحريف دارد . در توقيع حروف گردتر و گودتر از حروف ثلث است . شيوه ايي از اين خط در سده 9 در كتابت مجوزهاي فرهنگي و اجازه نامه هاي معمول در نظام خوشنويسي رواج يافت كه بنام خط اجازه معروف بود . خط اجازه هياتي نازك و ظريف دارد و حروف در آن دور بيشتري دارد تا در توقيع مطلق .

5- خط محقق: از باب حقق – تحقيق مي آيد بمعني استوار ومحكم است . خطي شكوهمند وزين و درشت است با فواصل منظم و معين و بدون تداخل  است . خطي است كه حروف آن در هيات مفرد و مركب كامل صحيح و تمام باشد . يك چهارم آن دور و بقيه سطح است در عهد بني عباس در عراق وراقان با آن مينوشتند كه به آن عراقي يا وراقي مي گفتند . خط رقاع نقطه مقابل خط ديواني است محقق از ثلث آمده يعني يك نقطه بر ثلث افزوده و سطح آن را بيشتر كرده است اين خط بيشتر شبيه كوفي ساده است در خط محقق هيچ حرفي با حروف ديگر اشتباه نميشود چون حروف به صورت ثابت است.


6- خط رقاع : خطي مانند ثلث و توقيع است . قلمي است كه رقعه هايي بر برگهاي كوچك در مكاتبات لطيف و داستان ها و حكايات مينوشتند . اين قلم در دور مايل تر و زبانه قلم در تراش كوتاهتر از توقيع است . حروف رقاع ريزتر و لطيف تر است آيات قرآن و كتب و تاريخ و نام كاتب را با خط رقاع مينوشتند پس از رواج خط اجازه در تركيه اين خط متروك شد . در لغت بمعناي رقعه است بمعني پاره ها و گونه ايي خط است كه با آن مكاتبات ديواني و قصه هارا بر روي رقعه كتابت ميكردند و حروف و صور آن به ثلث و توقيع شباهت دارد به نسبت با توقيع , رقاع دور بيشتري دارد .


7- خط ريحان : پس از محقق آمده و از آن جدا شد . ريحان بمعني ناز بو و گياه خوشبو است . بسيار ظريف و لطيف است و شكل كوچك محقق است . نوشتن حروف ريحان مانند محقق است جز اينكه در ريحان نازك است و محقق و ريحان هر دو شبيه ثلث اند .  ( الف ) در محقق راست و كلفت و در ريحان راست و باريك است . در قرن 10 و 11 ه.ق خطوط محقق و ريحان در نوشتن مصحف و ديوان بكار ميرفت . اين خط منسوب به ريحاني متوفاي 219 ه.ق يا ابن مقله است . يك قسمت و نيم دور دارد و 4 قسمت و نيم سطح است .


8- خط تعليق : از توقيع و رقاع و نسخ ايراني است . نوعي خط تحريري است كه با دخالت خط پهلوي و اوستايي وضع شد از قرن 5و6 ه.ق شروع و در قرن 7 ه.ق بصورت تعليق در آمد و در قرن 8 ه.ق رواج يافت . در قرن 7و8 ه.ق بدليل تند نويسي در كتابت درباري و ديوان بكار رفت و بصورت شكسته در آمد . خط ديواني نوعي از خط تعليق است كه براي كتابت انعامات ملكي و امور نوشتاري ديواني جلي در اواخر قرن 10 ه.ق ايجاد شد و در كتابت بزرگ و مهم و رسمي مورد استفاده بود و بعدها كه در تركيه خط لاتين آمد اين خط متروك شد . خط ديواني در ايران كاربرد نداشت . تعليق تا قرن 10 در ايران رايج بود و در قرن 13 كمتر شد و در نوشتن احكام و فرامين بكار رفت تعليق در لغت بمعني در آميختگي و در عرف خطاطان خطي است كه بين رقاع و توقيع آويخته و معلق است . دور آن 5 دانگ و سطح آن 1 دانگ است اين خط ريشه خط نستعليق است و پيچ و تاب مفردات و طريقه چسباندن حروف جدا در آن زياد است  . در تاريخ پيدايش آن آمده كه اول حسن بن حسين علي فارسي كاتب عهد عمادالدوله ( 320 –338 ) رسالات ديواني خود را به تعليق مينوشت اين خط ابتدا بصورت ساده بود و در سده 9 ه.ق خواجه تاج سلماني آن را اصلاح كرد و بيشتر مكاتبات تيموري با آن كتابت ميشد به اين علت واضع آن را تاج سلماني ميدانند .


9- خط نستعليق : پس از تعليق به فاصله يك قرن در قرن 8 ه.ق توسط ايرانيان اختراع شد و از تركيب نسخ و تعليق بوجود آمد و به عروس خطوط اسلامي معروف است . اين خط توسط مير علي تبريزي در قرن 8 ه.ق وضع شد و انواع آن شامل : نستعليق انيسي – تحريري – تركي – هندي است .

10-  خط شكسته نستعليق : نستعليق بدليل تند نويسي در قرن 12 ه.ق بصورت شكسته در آمد . اوج آن در قرن 12 و 13 ه.ق با ظهور خوشنويساني همچون مرتضي قليخان شاملو – شفيعا – درويش عبدالمجيد طالقاني – سيد گلستانه بود . در قرن 13 ه.ق خط شكسته تداوم يافت و توسط قائم مقام فراهاني و امير نظام گروسي در اين خط تصرفاتي پديد آمد و ساده شد .


11-  از ديگر خطوط اسلامي ميتوان از خطوط زير نام برد : خط طغري – شبه طغري – مثني – معما – متفرقه – تفنني – قطعات جامع – فانتزي – گرافيكي -خط سياه مشق -خط آيينه -خط اجازه -خط اصفهاني -خط اوهل -خط بابري -خط باژگونه -خط بريده قطاعي -خط بهاري -خط بيضاوي -خط تحصيلي -خط تنزيل -خط توامان -خط چپ -خط چشم موري -خط چليپا -خط حروف التاج -خط حسن -خط حميري -خط دشتي -خط ديواني. -خط رمل-خط روان -خط رياسي -خط ريحان. -خط سايه دار -خط سنبلي -خط سياق. -خط شجري -خط شعله -خط شفيعا -خط طاووسي -خط عرايض -خط غزلاني -خط غير تحصيلي -خط قصص -خط قيرواني -خط لرزه -خط متبع -خط مخترع : -خط مرسل -خط مزور -خط مستدير -خط مسلسل -خط مسند - خط مشكل -خط مصنوع : -خط معما -خط مغربي -خط مناشير -خط منسوب : -خط موامرات -خط ناخني -خط نشسته : -خط هلالي-. خط ياقوت

مختصری از تاریخ خوشنویسی در ایران

 

 

بنام خدا 

مختصری از تاریخ خوشنویسی در ایران

      قبل از طلوع اسلام خطوط مختلفی از جمله میخی و پهلوی و اوستائی در ایران متداول بوده است.با پیدایش و ظهور دین مبین اسلام و گسترش آن در ایران ،نیاکان ما با پذیرش شریعت محمدی ، الفبا و خطوط اسلامی را نیز پذیرا شدند.خط متداول آنزمان که نزدیک دو قرن قبل از اسلام شکل گرفته بود،خط کوفی . نسخ قدیم بودکه از دو خط قبطی و سریانی اخذ شده بود.پس از ظهور اسلام تا دو قرن بعد نیز این خطوط بهمان سادگی آغازین بکار میرفت.سپس بوسیله ی ایرانیان تحولی در این راه صورت پذیرفت و کم کم هنر خوشنویسی چهره ی خود را نشان داد. بطوریکه در اوایل قرن چهارم بسال(۳۱۰ هجری قمری)ابن مقله بیضاوی شیرازی(متوفی ۳۲۸ هـ.ق)وزیر المقتدربالله با استفاده از خطوط موجود و نبوغ ذاتی خود خطوطی بوجود آورد که به اقلام سته یا خطوط اصول معرفی شد که عبارتند از :محقق- ریحان- ثلث- نسخ- رقاع و توقیع،و وجه تمایز آنها اختلاف در شکل حروف و کلمات و نسبتِ سطح و دور در هر کدام میباشدو برای این خطوط قواعدی وضع کرد و ۱۲ اصل نوشت: ترکیب – کرسی- نسبت- ضعف- قوت- سطح- دور-صعودمجازی-نزول مجازی-اصول-صفا و شأن.ابن مقله این خطوط را بسیار خوب می نوشت . حدود یک قرن پس از او علی ابن هلال مشهور به ابن بواب (۴۲۳ هـ. ق)برای خط نسخ قواعد جدیدی را بوجود آوردو آنرا کامل تر کرد.و بعد از او در قرن هفتم جمال الدین یاقوت مستعصمی(۶۹۸ هـ.ق)هنرنمائی آغاز کرد و گویند ۳۶۴ قرآن نوشت و علاوه بر تربیت ۶ شاگرد معروف،به خطوط ششگانه ی یاد شده غنا و تکامل بخشید.

      مقارن پیشرفت خطوط فوق حسن فارسی کاتب ،خط تعلیق را از خطوط نسخ و رقاع بوجود آورد خطی که اغلب حروف و کلمات آن بهم پیوسته بودو برای نوشتن احکام و فرمانهاو مراسلات رایج گردیدو بهمین جهت بنام ترسل نیز نامیده شد.در غالب کتب قدیمی واضع خط تعلیق را خواجه تاج سلمانی (۸۹۷ هـ.ق)از ترکیب خطوط رقاع و توقیع دانسته اند و خط تعلیق او یک دانگ سطح و پنج دانگ دور داشت ولی قبل از او این خط وجود داشته است و قدر مسلم اینست که خواجه تاج ،خط تعلیق ابتدائی را طبق اصول در آورده و خواجه عبدالحیّ منشی استر آبادی (۹۰۷ هـ.ق)بدان قاعده و نزاکت بیشتری افزود.

   

   خطوط فوق سیر تکاملی می پیمود و تا قرن هشتم فقط همین خطوط متداول بودتا اینکه در نیمه ی دوم قرن هشتم میر علی تبریزی (۸۵۰ ه.ق)از ترکیب و ادغام دو خط نسخ و تعلیق خطی بنام نسختعلیق بوجود آورد که بسیار مورد قبول واقع شد و موجب تحولی عظیم درهنر خوشنویسی گردید. خطی که حدود یک دانگ سطح و مابقی آن دور است ونام آن در اثر کثرت استعمال به نستعلیق تغییر پیدا کرد.در مورد خط نستعلیق نیز در بعضی از کتب قدیمی مندرج است که قبل از میر علی تبریزی این خط وجود داشته و او آنرا تحت قاعده و ترتیب در آورده است .بهر حال زیبائی و ظرافت خاصّ خطّ نستعلیق نظر خوشنویسان را به خود جلب کرد و با وجود رواج خطوط ششگانه و تعلیق در آغاز قرن نهم حدود ۴/۳ کتابت با خط نستعلیق انجام می گرفت تا اینکه خط نستعلیق را عروس خطوط اسلامی خواند ند و بحقّ اززیباترین ، ظریفترین و مشکلترین خطوط ایرانی است.پس از میرعلی تبریزی پسرش میرعبداله و بعد از او میرزا جعفر تبریزی (۸۶۰ ه.ق)و اظهر تبریزی (۸۸۰ هـ.ق)در تکامل خط نستعلیق کوششها کردند تا نوبت به سلطانعلی مشهدی (۹۲۶ هـ.ق)رسید که در مدت ۸۵ سال عمر خود خدمات شایانی باین هنر اصیل نمود. از او قطعات و کتابتهای فراوان و آداب المشقی منظوم بنام صراط السّطور با محتوای جالب و آموزنده باقیمانده. همچنین تعلیمات خطی شامل مفردات و آداب مشق و لوازم کتابت و غیره که از حوصله ی این مختصر بیرون است .از سلطانعلی مشهدی شاگردانی همچون سلطان محمد نور (۹۴۰ هـ.ق )محمد ابریشمی(۹۵۱ هـ.ق)و سلطان محمد خندان (حدود ۹۵۷هـ.ق)باقی ماندندکه به استادی رسیدند.

 

 

 

 

      میرعلی هروی (۹۵۱ هـ.ق)شاگرد زین الدین محمود ، گوی سبقت از همگان ربود. در سال ۹۳۵ عبید خان ازبک امیر بخارا به خراسان هجوم آورد و آنجا را تصرف کرد و پس از مدتی مجبور به بازگشت گردید و میرعلی را با خود به بخارا برد و امور کتابخانه و سرپرستی هنرمندان را به او سپرد.میرعلی بواسطه ی مهاجرتِ اجباری و دوری از وطن و مجالست با اغیار با وجود نوازشها ، بسیار دلگیر بود و این امر بوضوح در قطعه شعری که سروده و بخط زیبای خود نوشته مشهود است:

      عمری از مشق دو تا بود قدم همچون چنگ        

                                                                    تا  که خط  من  بیچاره  بدین  قانون    شد 

       طا لب  من   همه   شا هان   جهانند   و  مرا          

                                                                   در بخارا جگر  از بهر  معیشت   خون   شد

       سوخت از غصه درونم چکنم  چون  سازم

                                                                   که مرا  نیست از این   شهر ر ه بیرون  شد  

        این  بلا  بر سرم از  حسن  خط  آمد  امروز          

                                                                   وه که خط  سلسله ی پای  من  مجنون  شد

میر علی هروی صاحب رساله ای بنام مدادالخطوط است و از محتوای آن شعر زیر میباشد که بجا سروده است.

     پنج چیز است که  تا جمع  نگردد  در خط          

                                                                   هست  خطاط   شدن   نز د   خردمند  محال

     دقتِ  طبع  و وقوفی ز خط و خوبی  دست          

                                                                     طاقت  محنت  و   اسباب   کتابت     بکمال

     گر ازین  پنج یکی راست  قصوری  حاصل      

                                                                     ندهد  فایده   گر  سعی   نمائی  صد   سال

میر علی هروی با آثار ذیقیمتی که از خود بیادگار گذارد و تربیت شاگردان بسیار ، خدمات شایانی به هنر خوشنویسی نمود . از شاگردان معروف او سید احمد مشهدی (۹۸۶ هـ.ق)است که محمد حسین تبریزی را تعلیم داد.

این میراث گرانبها بخوبی حفظ شد تا نوبت به هنر نمائی مالک دیلمی (۹۶۹ هـ.ق)و بابا شاه اصفهانی (۹۹۶ هـ.ق)رسید که خوشنویس آخرین بخصوص در کتابت بی نظیر بود.

و بعد خوشنویسِ نامی ،آشنای همه میرعمادالحسنی (۱۰۲۴هـ.ق)معاصر شاه عباس صفوی پا بعرصه ی وجود نهاد. او از استادی چون محمد حسین تبریزی بهره گرفت و از روی خطوط میرعلی هروی و باباشاه اصفهانی و اساتید گذشته مشق بسیار کرد و با نبوغ خود تغییرات و سبکی در خط نستعلیق بوجود آورد که هنوز پس از گذشت قریب ۴۰۰ سال مورد استفاده و الهام بخش خوشنویسان است.او پایه ی خط را بجائی نهاد که از زمان پیدایش خط نستعلیق تا کنون هنرمندی خوشنویس را یارای برابری با او نبوده است و هم در زمان او هنرمند بزرگ دیگری چون علیرضا عباسی رقیبی برای او بشمار میرفت که علاوه بر خط نستعلیق خفی و جلی در خط ثلث نیز استاد بود بطوریکه غالب کتیبه های مساجد و بناهای تاریخی اصفهان بخط ثلث او و یا به سرپرستی او انجام شده است و بهمین لحاظ بیشتر مورد توجه دستگاه حاکمه ی وقت بود. از آنجائیکه میرعماد هنرمندی آزاده ،و دارای علو طبع بود معاندین او نزد شاه عباس به سعایت پرداختند و شاه عباس به او بیمهر شد و میرعماد را خوش نیامده و اشعار گله آمیز و سپس نیشدار می سرود و بخط خود می نوشت و برای شاه و درباریان می فرستاد و آتش خشم بر آنها بر می انگیخت تا بدستورشاه عباس وبدست مقصودبیک مسگر در سن ۶۳ سا لگی بقتل رسید . از میرعماد بزرگانی همچون نورالدین محمد لاهیجی (۱۰۵۲هـ.ق)- عبدالجبار (۱۰۶۵ه.ق)- ابوتراب اصفهانی(۱۰۷۲ هـ.ق)-نورای اصفهانی(۱۰۷۸ هـ.ق)- عبدالرشید(۱۰۸۱ هـ.ق)،خواهرزاده و میرابراهیم و گوهرشاد ، پسر و دخترش و… بجای ماندند که در خطه خط کوشیدند ، سبکش را گسترش دادند و این هنر شریف را بدیگران سپردند و رفتند .

بطور کلی قرنهای نهم ، دهم و یازدهم هجری قمری را میتوان قرنهای درخشان در هنر خوشنویسی دانست . در آن قرنها بزرگان بسیاری پا بعرصه ی خوشنویسی نهادند و چراغ خط را روشن نگاه داشتند. در اواسط قرن یازدهم سومین خط خالص ایرانی یعنی شکسته نستعلیق بدست مرتضی قلیخان شاملو حاکم هرات از خط نستعلیق احداث گردید. علت پیدایش آن تندنویسی و راحت نویسی و دیگر ذوق و خلاقیت ایرانی می توانست باشد.همانطوریکه بعد از پیدایش خط تعلیق ،ایرانیان بخاطر سرعت در کتابت ،شکسته تعلیق آنرا نیز بوجود آورده بودند. خط شکسته نستعلیق بدست میرزا شفیعا هراتی (۱۰۸۱ هـ.ق)کامل تر شد و درویش عبدالمجید طالقانی (۱۱۸۵ هـ.ق)قواعد جدیدی وضع نمودو آنرا بکمال نوشت.در اینجا لازم می آید از چهار تن خوشنویسِ نامی که در چهار خط ثلث ، نسخ، نستعلیق و شکسته نستعلیق به ارکان اربعه هنر خوشنویسی مشهور گشته اند و در عصر حاضر نیز این چهار خط بیشترین سهم را نسبت بخطوط دیگر بخود اختصاص داده است نام برده شود:

اول  :  در خط ثلث ، جمال الدین یاقوت (۶۹۸ هـ.ق)

دوم  :در خط نسخ ، میرزا احمد نیریزی (اواسط قرن دوازدهم هجری قمری)

 سوم  : در خط شکسته نستعلیق ،میرعمادالحسنی(۱۰۲۴ هـ.ق)

چهارم  : در خط شکسته نستعلیق ، درویش عبدالمجید طالقانی(۱۱۸۵هـ.ق)

وجا دارد که از معروفترین خوشنویسان تعلیق ، خواجه اختیار منشی گنابادی (۹۹۰ هـ.ق)و نجم الدین مسعود ساوی ، نامی بمیان آید.

در قرن دوازدهم رکود نسبی در خوشنویسی مشاهده میشود ، ولی در قرن سیزدهم در دوره ی قاجاریّه خطّاطان بزرگی پا بعرصه ی میدان نستعلیق و دیگر اقلام نهادند و سختی های این هنر ظریف را بجان خریدند و در توسعه ی آن کوشیدند که از معروفترین آنها عباس نوری (۱۲۵۵ هـ.ق)- وصال شیرازی (۱۲۶۲ هـ.ق)-وپسران هنرمندش- احمد شاملو مشهدی (۱۲۶۴ هـ.ق)-فتحعلی حجاب (۱۲۶۹هـ.ق) میرحسین خوشنویس(۱۳۰۳هـ .ق)- اسدالله شیرازی(۱۳۰۷هـ.ق)- میرزا آقا خمسه ای (تا ۱۳۰۷ هـ.ق)- ابوالفضل ساوجی (۱۳۱۲هـ.ق) –عبدالرحیم افسر(۱۳۱۵ هـ.ق)-محمد حسین شیرازی (کاتب السلطان)(۱۳۱۶ هـ.ق)-عبدالحمید ملک الکلامی(۱۳۲۸ هـ.ق)-علینقی شیرازی(تا ۱۳۳۵ هـ.ق)-میرزا محمد ابراهیم تهرانی(میرزا عمو)و از همه معروف تر میرزا غلامرضا اصفهانی (۱۳۰۴ هـ.ق)-میرزا محمد رضا کلهر (۱۳۱۰ هـ.ق)و محمد حسین عمادالکتاب(۱۳۱۵هـ.ش)را میتوان نام برد.

 

 

میرزا غلامرضا پیرو شیوه ی میر بود و با قدرت دست عجیب خود پهلوانی در میدان نستعلیق بوده و هست. قلم کتابت و مشقی و بخصوص تا ششدانگ کتیبه را استادانه می نوشت که قدرت او بویژه در آثار کتیبه و سیاه مشقهای بی بدیلش بوضوح نمایان است . از شاگردان معروفش میرزا ابراهیم تهرانی ملقب به (میرزا عمو)است که آثار کتیبه ای بسیار نفیس از خود بیادگار گذارده است. همچنین میرحسین خوشنویس فرزند میرزاآقاست که ازاو نیز آثار و سیاه مشقهای ممتاز و استادانه ای بجای مانده است.

محمدرضا کلهر شاگرد میرزا محمد خوانساری و میرزا محمد مهدی بودواز خطوط میرعماد مشق بسیارکرد.خوشنویسی پرکار و در شبانه روز ۱۸-۱۶ ساعت می نوشت ودر اثر کثرت مشق و حسن سلیقه و ابتکار و خلاقیت خود روش جدیدی در کتابت بجای گذارد و نظر باینکه میرزای کلهر در زمانی می زیست که صنعت چاپ در ایران پا بعرصه ی وجودگذارده بود سبکی را ارائه داد که لازمه ی زمان بودوبسیارمقبول افتادو چون اکثر کتابتهائی که میکرد بوسیله ی چاپ سنگی انتشار می یافت و مورد استفاده ی خوشنویسان قرار می گرفت تأثیر بسیار زیاددر خطوط اکثر خوشنویسان بجای گذارد بطوریکه خوشنویسان معاصر نیز غا لبأ از آن پیروی می کنند.

شاگردان کلهر مانند زین العابدین شریفی – صدرالکتاب –میرزامهدی خان (۱۳۰۸ هـ.ش)-مرتضی نجم آبادی (۱۳۲۶ هـ.ش)-سید مرتضی برغانی(۱۳۰۸ هـ.ش)-ونیز (فرزندان ایشان استاد سیدحسن میرخانی و استاد سید حسین میرخانی که با یک واسطه شاگردان کلهر محسوب میشوند)در ترویج شیوه ی کلهر کوشیدند.

و جالب توجه اینجاست ، محمدحسین عمادالکتاب نیزکه ابتدا از روی خطوط میرعماد مشق میکرد متوجه خط کلهر شد و شیوه ی خودرا به او نزدیک کرد و حتی بهتر از شاگردان کلهر باعث گسترش شیوه ی او گردید؛ و با انتشار یک دوره ی کامل رسم المشق ِنستعلیق و یک مرقع شامل تعالیم مفرداتِ اقلام دیگر خدمات شایسته ای را در این راه باعث گردیدو خود او نستعلیق را از غبار تا کتیبه استادانه می نوشت. زندگانی عمادالکتاب خالی از حادثه نبوده و سالهای ۱۳۳۴ تا ۱۳۳۷قمری را بجرم عضویت در کمیته ی مجازات در زندان و تبعید گذرانید.

شاگردان عمادالکتاب همچون استادان علی اکبرکاوه – ابراهیم بوذری – حسن زرین خط -علی منظوری – تقی حاتمی –علی آقا حسینی و.. .  بار گران امانتِ نستعلیق را به خوشنویسان بعضی مسن و غالباً جوان امروز سپرده اند .روح استادان در خاک خفته شاد و دست شاگردان و وارثان ِ هنر آن بزرگان در گسترش و تکامل خط نیرومند باد.

(برگرفته از مقدمه ی کتاب یکعمر نستعلیق ؛ برگزیده ای از آثار استاد عباس اخوین)