نقاشی کودکان

فعالیت نقاشی سطح کودک برای گروه سنی "الف،ب و ج" و متناسب با ویژگیهای جسمی، ذهنی و روانی اعضای مخاطب این سطح به شرح زیر مورد توجه و برنامه ریزی قرار می گیرد.

 

مربی باید زبان ،لغات و اصول هنر را با شیوهای چنان آزاد به کودک تفهیم نماید که وی بدون ترس از به مخاطره افتادن طرح و تفسیرش بتواند از راهنماییهای او بهره مند گردد.همواره به کودک کمک نماید تا بیش از پیش در واکنش نسبت به محیط اطراف خود حساس تر و در تشخیص خصوصیات فردی خود تواناتر باشد.

 

 

نقاشی کودک و نوجوان فعالیتی است هدفمند که مربی متخصص با استفاده از شکل،رنگ،ابزار و مواد مناسب زمینه بروز خلاقانه اندیشه و عواطف درونی را فراهم می سازد.

 

نکات قابل توجه در بدو فعالیت نقاشی کودک و نوجوان:

 

1-انتخاب آزادانه فعالیت توسط خود عضو

2-برقراری ارتباط عاطفی با عضو علاقمند

3-معرفی ابزار و مواد کار،کاربرد آنها به تناسب توان عضو

4-آشناساختن عضو با مقررات مربوط به کارگاه

5-برنامه ریزی  فعالیت نقاشی در دو سطح کودک و نوجوان

6-عدم استفاده از ابزاری چون خط کش و پاکن که باعث محدودیت ذهن ،مهارت و عدم بروز خلاقیت می شود.

7-عدم اجرای انواع شیوه های کپی برداری

8-عدم دخالت مستقیم مربی در اندیشه و اثر اعضا

 

اهداف:

 

زمینه بیان احساس،اندیشه و تخیل

زمینه پرورش خلاقیت

بینش مطلوب ،توجه به محیط پیرامون و درک عمیق از آن

زمینه پرورش حس زیباشناختی

ایجاد فضایی فرحبخش و نشاط آور

هماهنگ نمودن ذهن ،چشم و دست

ایجاد و تقویت حس اعتماد به نفس

ایجاد نظم و دقت

تحریک حس کنجکاوی و جستجو

تقویت حافظه بصری

بالا بردن حسن توجه و قدرت تشخیص

زمینه کسب و تقویت مهارت نسبی

آشنایی با قابلیتهای کاربردی ابزار و مواد

 

این برخی از اهدافی است که یک مربی هنری باید در نظر داشته باشد.

اصطاحاتي در نقاشي

آبرنگ:ماده رنگی جامدی برای نقاشی،که به وسیله قلم موی خیس به کار می رود؛اثر نقاشی شده به وسیله چنین ماده ای .

آستر کردن :مالیدن رنگ یا بتانه بر روی دیوار یا بوم نقاشی.

اتود: تمرین نقاشی.

بوم: پارچه زبر (معمولا از جنس مدقال)که آن را بر چهار چوبی نسب می کنند و بر رویش نقاشی می کشند.

پالت : تخته شستی نقاشی که نقاش بر روی آن رنگهای آماده را برای کار قرار می دهد.

پرتره: یعنی تصویر، نقاشی صورت.

تابلو: کلمه ایست فرانسوی و به پرده یا تخته که بر روی آن نقاشی شده باشد اطلاق می گردد.

ختایی: از نقشهای زینتی ایرانی در نقاشی،قالیبافی و مانند آن به صورت ردیفهایی از گل،بوته،غنچه و برگ.

دکور:پرده یا قاب بزرگی که بر آن منظره ای را نقاشی  کرده اند تا برای آرایش صحنه به کار رود.

دیوار نگاره: نقاشی که بر روی دیوار کشیده اند،نقاشی دیواری.

سیاه قلم: نوعی نقاشی که در آن تنها از یک مداد یا قلم به رنگ سیاه استفاده شده.

فرسک: نقاشی های روی دیوار با رنگهای خیس خورده آهکی که در اغلب کلیسا ها و معابد ایتالیا و سایر نقاط اروپا دیده می شود.

مدل: در نقاشی به معنی نمونه و ابزار نقاشی.

مینیاتور:نوعی نقاشی است که مخصوص کشورهای شرقی است.این نوع نقاشی دارای ظرافت و ریزه کاری های خاصی است.

هاشور:حاشیه زدن تصویر قلمی و صیقل دادن.شیوه ای در نقاشی است برای نمایاندن سایه و روشن تصاویر.

 

کمپوزیسیون : تر کیب بندی رنگ،خط،فرم،بافت،تیرگی،روشنی وسایر عناصربصری در یک تصویر.

پرسپکتیو : سه بعد نمایی چیز یا چیزها از زاویه ای که دیده می شوند.یعنی فن ترسیم اشیا بر حسب دید .معنی لغوی آن دور نماست.

رنگهای اصلی : شامل سه رنگ که سایر رنگها با ترکیب  این سه رنگ ساخته می شوند(آبی،زرد، قرمز)

رنگهای مکمل : رنگهایی که بر روی چرخه رنگی روبروی هم قرار دارند و یکدیگر را کامل می کنند. مثل آبی- نارنجی، زرد- بنفش،سبز- قرمز.

رنگهای دور رونده : رنگهایی که سرد هستند و متمایل به عقب رفتن هستند.

رنگهای پیش رونده : رنگهایی که گرمند و متمایل به جلو آمدن هستند.

کنتراست : شدت تضاد میان تیرگی و روسنی؛یا آستانه تضاد میان تقابلهای رنگی.

ارزش : درجه بندی تیرگی و روشنی.

               های لایت : درخشنده ترین رنگ.

عناصر بصری ( نقطه، خط، سطح و حجم)


 نقطه :


در هنر تجسمی وقتی از نقطه نام برده می شود، منظور چیزی است که دارای تیرگی یا روشنی، اندازه و گاهی جرم است و در عین حال ملموس و قابل دیدن است. از این نظر در ظاهر تشابهی میان این مفهوم از نقطه با آن چه که در ریاضیات به نقطه گفته می شود، وجود ندارد. در ریاضیات موضوعی ذهنی است که در فضا یا بر صفحه تصور می شود، بدون اینکه قابل دیدن و لمس شدن باشد. نقطه در زبان هنر تجسمی چیزی است کاملاً ملموس و بصری که بخشی از اثر تجسمی را تشکیل می دهد و دارای شکل و اندازه نسبی است. به عنوان مثال وقتی از فاصله ی دور به یک تک درخت در دشت نگاه می کنیم. به صورت یک نقطه تجسمی دیده می شود. اما وقتی به آن نزدیک می شویم یک حجم بزرگ می بینیم که از نقاط متعدد ( برگ ها) و خطوط ( شاخه ها) شکل گرفته است. بنابراین محدوده ی فضا یا سطح که همان کادر است نقش تعیین کننده ای در تشخیص دادن نقطه ی تجسمی و معنا پیدا کردن آن دارد. در صورتی که اندازه لکه یا عنصر بصری نسبت به کادر به قدری کوچک باشد که به طور معمول نتوانیم جزئیات آن ها را به صورت سطح یا حجم تشخیص بدهیم، می توانیم به آن نقطه تجسمی یا بصری بگوییم

بسته به این که نقطه ی بصری در کجای کادر قرار گرفته باشد، موقعیت های متفاوتی را به وجود می آورد. یک نقطه روابط محدود ساده ای با اطراف خود دارد و به همان نسبت توجه مخاطب را به خود جلب می کند. اما چنانچه نقاط بصری متعددی در یک کادر وجود داشته باشند، بر اساس روابطی که از نظر شکل، اندازه ، تیرگی ، روشنی ، رنگ ، بافت ، دوری و نزدیکی با یکدیگر دارند تأثیرات بصری متفاوتی به وجود خواهند آورد.

گاهی ممکن است نقطه به عنوان کوچک ترین بخش تصویر تلقی شود. در این صورت در اثر تراکم نقطه های تیره تیرگی حاصل می شود و در اثر پراکندگی آنها روشنی دیده می شود.


نقطه در طبیعت


باید توجه داشت که اندازه نقطه به نسبت محیط و فضای اطراف متغیر است . مراجعه به طبیعت به ما کمک می کند تا مفهوم تناسب را بهتر درک کنیم . مثلا پنجره روشن یک ساختمان در شب از فاصله دور یک نقطه محسوب می شود زیرا محیط اطراف آن بسیار وسیع است و در آن محیط ، پنجره یک عنصر کوچک است و بدین لحاظ ما آنرا در فضا به صورت یک نقطه می بینیم . حال اگر به ساختمان نزدیک شویم و در کنار پنجره قرار بگیریم دیگرآن پنجره  نقطه به حساب نمی آید. بنا بر این یک نقطه ممکن است ، سر یک سوزن ، یک سیب ، ستاره ای در آسمان ، قایقی در دریا ، ساختمانی در مجموعه یک شهر و یا جای پایی روی برف باشد


خط:


در زندگی روزمره و در طبیعت، خط حضور چشمگیری دارد. در این زمینه می توان مثال های متفاوتی ذکر کرد. نقوش خطی روی لباس ها، ردیف صندلی ها در سالن امتحانات، خطوط آجرهای چیده شده، سیم ها و تیرهای برق، تنه درختان در کنار خیابان ها ، شیارهای شخم و ..
تنوع مثال ها و نمونه ها به خودی خود نشان می دهد که منظور از خط تجسمی معنایی نسبی از خط است و آن نشان دادن یک حرکت ممتد و پیوسته بر سطح یا در فضاست. بنابراین خط می تواند دو بعدی یا سه بعدی باشد


خط


یکی دیگر از عناصربصری که در شکل گیری تصویر نقش مهمی دارد ، خط می باشد. خط دارای مفاهیم و تعاریف گوناگونی در ریاضی می باشد که این مفهوم در هنرهای تجسمی متفاوت است. خط عنصری است یک بعدی و مهمترین خصیصه آن ویژگی طول آن است. خط ، یکی از عناصر بنیادی هنرهای تجسمی است. از بهم پیوستن تعداد بیشماری نقطه خط به وجود می آید. ودر تعریف دیگری آمده است که: حد فاصل دو صفحه را خط می نامند و همچنین فصل مشترک تاریکی و روشنایی را خط گویند. از جمله ویژگیهای دیگر خط این است که، خط دارای جهت وحرکت می باشد


خط در طبیعت


همانگونه که در مبحث نقطه اشاره شد، عنصر خط نیز نسبت به زمان و مکان متغیر است. به عنوان مثال، اگر به یک ردیف درخت از فاصله دور نگاه کنیم، به صورت خطوطی منظم دیده میشوند. در حالی که هر اندازه به این درختها نزدیک شویم، خطوط نیز در واقعیت درخت، حل شده و در نهایت تنه درخت ها را می بینیم که خط نبوده و هر یک دارای حجمی


استوانه ای هستند. همینطور است در باره خطوط راه آهن و خیابانها ، که اگر از پنجره هواپیما به آنها نگاه کنیم به شکل خطوطی متنوع ( راست، منحنی و زاویه دار ) دیده می شوند. ولی اگر در کنار ریل راه آهن ویا در همان خیابان به ایستید، خطها مبدل به سطوح شده و نزدیکترین قسمت آن به ما به صورت حجم دیده میشود. بنا بر این خط  نسبت به زمان و مکان میتواند از یک عنصر یک بعدی به سطح و سپس به حجم تبدیل شود. خط دارای اشکال مختلفی است که عبارتند از: خط عمودی، افقی، مایل، منحنی و شکسته.


تاثیر روانی انواع خط


خط راست، از نظر روانی، احساس آرامش و سکون را تداعی کرده و شکل آدمی را دارد که در حال استراحت است                                                                                                                                                                            خط راست عمودی، حالت انسان ایستاده ای را دارد که آماده فعالیت است و احساس ایستایی و انرژی را القاء می کند                                                                                                                                                                                خط مورب، خطی است متحرک و غیر ایستا که هر اندازه به محور افقی نزدیکتر شود کیفیت افقی آن نیز بیشتر می شود و با نزدیک شدن خط مورب به محور عمودی، دارای کیفیت خط عمودی می گردد                                                                   


 خط زاویه دار یا شکسته، حامل دو نیروی متحد است که در نقطه برخورد تقویت شده و چگونگی مجموع این دو نیرو ، قدرت کشش و اثر گذاری متغیری دارد. خط شکسته دارای تحرک، فعالیت و جنبش است و در اشکال هندسی به همین علت، مثلث پر تحرک ترین حرکتها است. خط منحنی، خطی است آرام که کاملترین شکل آن دایره و یا منحنی مسدود است. در خط منحنی، نیروهای بیرونی و درونی یکدیگر را در نقطه به نقطه خط خنثی کرده و احساس بصری را القاء می کنند


خط در طراحی 


خط می تواند برای بیان حالات مختلف، صورت های گوناگونی به خود بگیرد. خط مهمترین عامل در طراحی است. طراح بوسیله این عامل شکلی را بوجود می آورد که بیان کننده طرز دید، احساس و شخصیت اوست و به همین دلیل از روی طرح هنرمندان می توان به اندیشه، احساس و تفکرات ایشان پی برد                                              


خط با حالت ( اکسپرسیو) : این نوع خطوط در طراحی بیشتر نشان دهنده حالت های عاطفی و روحی هنر مند است. خطوط با ضربه هایی سریع و مقطع بر روی کاغذ کشیده میشوند، ضخامت خطوط به تندی کم و زیاد شده و ظاهر کلی طرح دارای یک نوع خشونت خاصی است. خطوط با قاطعیت و صراحت به کار گرفته میشود و با حرکات تند دست بر روی کاغذ جاری می شوند و در حقیقت این نوع طراحی بازگو کننده تصور و احساس آنی هنرمند است و آنرا  ( طراحی اکسپرسیو) می نامند                                                                                                    


خط ساختمانی ( کنسترا کتیو) : این نوع خطوط همان طور که از نام آن پیداست هنگام ترکیب دارای انضباط و نظمی ساختمانی هستند، یعنی کلیه خطوط با سازمانی محکم و حساب شده در جهات مختلف در کنار هم قرار می گیرند و بافت متشکل و منظمی را بوجود می آورند. این خطوط بر خلاف خطوط با حالت، بیشتر منطقی و تابع نظم و قاعده خاصی


هستند که قبلا توسط هنرمند پیش بینی شده است، البته این بدان معنی نیست که در این نوع خطوط هیچگونه احساس و شخصیت هنرمند وجود نداشته باشد. بلکه باید گفت نوع احساس و شخصیت هنرمند در قالب خطوط منظم ارائه شده به خوبی به چشم می خورد                                                                


حالات خط در صفحه ( کادر) : همانطور که قبلا اشاره کردیم، خط در سه حالت عمودی، افقی و مایل، نسبت به فضا، وضعیت های متفاوتی را ایجاد می کند، که مهمترین خصوصیت آن تقسیم فضا به دو قسمت مساوی و یا نا مساوی است توجه داشته باشید که فاصله دو خط از یکدیگر و نیز ضخامت و نازکی خطوط نیز مطرح شده و تغییر می کند


توازن به وسیله خط


ریتم یا وزن ، خصیصه هرپدیده ای است. تناوب روز و شب و چهار فصل سال و بطور کلی نظمی که در خلقت طبیعت، حتی در جزئی ترین قسمت آن وجود دارد، نمایانگر تاثیر وزن است. بنا بر این در می یابیم که حرکت و ریتم یکی از کیفیتهای وزن است


تعادل به وسیله خط


کیفیت تعادل را در مبحث نقطه بر رسی کردیم و با توجه به مطالب مذکور، ترکیب خطوط زمانی در محدوده ایجاد تعادل می کند که چشم به راحتی در قسمتهای مختلف صفحه گردش کرده و در بخش خاصی از آن متمرکز نشود


ایجاد ریتم با خطوط


همان گونه که در بحث مربوط به نقطه ملاحظه کردید، با تغییر اندازه و تعداد نقاط می توانیم در صفحه یا کادر حرکت ایجاد کنیم. حرکت یکی از عوامل بسیار مهم در شکل گیری تصویر است. ایجاد ریتم درخطوط به اشکال گوناگونی صورت می پذیرد. تغییر اندازه ها و طول خطوط ، تغییر فاصله ها و نهایتا تغییر ضخامت خطوط می توانند عواملی باشند تا ریتم، بهتر ایجاد شود


سایه روشن به وسیله خط  

از جمله حالات دیگری که با قرار گرفتن خطوط در کنار یکدیگر ایجاد میشود، تیرگی و روشنی و یا سایه روشن است. به عبارت دیگر پدید آمدن حالت روشنی و تاریکی با بهره گیری از خطوط ، ایجاد سایه روشن می کند. این حالت به چند طریق می تواند بوجود آید : ایجاد تاریکی و روشنی با استفاده از خطوط یک اندازه که تنها از تغییر فواصل آنها بوجود می آید. بدین شکل که هر چقدر خطوط را به یکدیگر نزدیکتر کنیم از نظر بصری تیرگی بوجود خواهد آمد و بالعکس با افزایش فواصل آنها محیط ، روشن دیده خواهد شد